دكتر عقيقى بخشايشي
994
چهارده نور پاك ( فارسي )
به منزل جد بزرگوارش امام سجاد ( عليه السلام ) و پدر گرانقدرش امام باقر ( عليه السلام ) است و او در اين رفت و آمدها تماشاگر بحثها و گفتگوهاى علمى و فقهى آنان در زمينههاى مختلف علوم اسلامى است . از آغاز طفوليت ، تارهاى گوش و صفحات پاك قلب او ، با انوار علم و دانش و فضليت آشنايى ومؤانست پيدا مىكند ، شب زندهداريها و سجدههاى طولانى ، زينت عبادت كنندگان ، اثر خاصى در روحيه او باقى گذارده بود ، به حدى كه هنوز به حد بلوغ و رشد كامل جسمانى نرسيده است كه عاشق و دلباختهء عبادت و اطاعت الهى بود ، تا بدينوسيله بيشتر رضايت معبود و خشنودى پروردگار خود را فراهم آورد . آن قدر خود را در اين باره به مشقت و تعب مى افكند كه مورد نهى و جلوگيرى پدر قرار مى گرفت . خود امام چنين نقل مىكند كه : " من نوجوانى بودم و در عبادتهاى مستحب ، بسيار كوشا وجدى بودم . پدرم به من فرمود : فرزندم ! با توجه به سن و سال تو ، از اين عمل كمتر كن . وقتى بنده اى محبوب خدا باشد ، خدا با عمل كم هم از او راضى مىشود " . ( 1 ) كودكى او با رشد سريع همراه با كسب علم وحديث نبوى ( صلى الله عليه وآله ) و تفسير و شرح آيات پيش مى رفت . دوران كودكى او ، مقارن اوج قدرت امويان ، تثبيت نهايى قدرت ادارى آنان ، و عارى از شور و فعاليت مذهبى بوده است و احتمال قوى وجود دارد كه چنين محيطى در زندگى يك كودك چهارده ساله ، در انديشه و شخصيت و زيربناى فكرى و علمى او تأثير خاصى گذاشته و آيندهء كار او را به جهت مشخص و معينى ارشاد و هدايت كرده باشد . عنفوان جوانى با رحلت امام زين العابدين ( عليه السلام ) ، جعفر صادق ( عليه السلام ) وارد عنفوان جوانى مى گردد و در حدود 23 سال از عنفوان عمرش تحت ارشاد پدر عاليقدرش سپرى مى گردد . در طول اين سالها امام تلاشها و رنجها و كوششهاى پدر را در راه تثبيت اصول امامت ، مشاهده مىكند و به عنوان بزرگترين پسر خانواده در همه ى اين فعاليتها شركت مى جويد تا در سن 37 سالگى ، شاهد رحلت پدر گرانقدرش مى گردد .
--> 1 . ثقة الأسلام كلينى ، كافى ج 2 ، ص 87 ، متن عبارت : اجتهدت في العبادة وانا شاب فقال لى ابى : يا بنى ! اراك تصنع فان الله اذا احب عبدا رضى عنه باليسير . . . .